خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





یادت می آید؟

    سال ها بود تو را می کردم

    همه شب تا به سحرگاه دعا 

    یاد داری که به من می دادی 

     

    درس آزادگی و مهر و وفا

     

    همه کردند چرا ما نکنیم

    وصف روی گل زیبای تو را 

     

    تا ته دسته فرو خواهم کرد

    خنجر خود به گلوگاه نگاه

     

    تو اگر خم نشوی تو نرود 

    قد رعنای تو از این درگاه

     

     

     

    مادرت خوان کرم بود و بداد از پس و پیش

     

    به یتیمان زر و مال و به فقیران بز و میش

     

     

     

    یاد داری که تو را شب به سحر می‌کردم

     

    صد دعا از دل مجروح پریشان احوال

     

     

     

    وه که بر پشت تو افتادن و جنبش چه خوشست

     

    کاکل مشک فشان با وزش باد شمال

     

     

     

    عوفی خسته اگر بر تو نهد منع مکن

     

    نام عاشق کشی و شیوه آشوب احوال 


    این مطلب تا کنون 7 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    یادت می آید؟

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده