جستجو

تبلیغات



یادت می آید؟

    سال ها بود تو را می کردم

    همه شب تا به سحرگاه دعا 

    یاد داری که به من می دادی 

     

    درس آزادگی و مهر و وفا

     

    همه کردند چرا ما نکنیم

    وصف روی گل زیبای تو را 

     

    تا ته دسته فرو خواهم کرد

    خنجر خود به گلوگاه نگاه

     

    تو اگر خم نشوی تو نرود 

    قد رعنای تو از این درگاه

     

     

     

    مادرت خوان کرم بود و بداد از پس و پیش

     

    به یتیمان زر و مال و به فقیران بز و میش

     

     

     

    یاد داری که تو را شب به سحر می‌کردم

     

    صد دعا از دل مجروح پریشان احوال

     

     

     

    وه که بر پشت تو افتادن و جنبش چه خوشست

     

    کاکل مشک فشان با وزش باد شمال

     

     

     

    عوفی خسته اگر بر تو نهد منع مکن

     

    نام عاشق کشی و شیوه آشوب احوال 


    این مطلب تا کنون 15 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ یکشنبه 22 فروردين 1395
    منبع
    برچسب ها : ,
    یادت می آید؟

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز شنبه 5 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر