تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

شعری در وصف ســــــــــــــــــــراوان

    ir" target="_blank"> است نگاران

    نشان افتخار این سراوان

    نشان کنده کاری در دل سنگ

    هنر را و رویی تازه دارد

    بود سب شهر تاریخ سراوان

    اثر ها از زر

    بود در شهر آثارقدیمی

    چه آثاری چه ابنای عظیمی

    ز سیستان هیچ دستی کم ندارد

    و نخلستان او را بم ندارد

    اگر خواهی بهشتی را ببینی

    گلی است گنج ها بسیار و کله گانش رو سفر کن

    به آهنگ نوازش ها نظر کن

    که تاریخی هزاران ساله دارد

    زتاراج مغول ها ناله دارد

    به زیبایی و خرم .ir" target="_blank"> و کنت از میوه جات است

    هلو وتوت انجیر و پسکوه از بوستانش را بچینی

    نظر انداز به شهر کله گانش

    که بینی و کمر افراشته دارد

    به هر سنگی نگاری نقشه دارد

    به هر تابستان سفر کن سوی ناهوک

    ببین آب زلال جوی ناهوک

    بهارش سبز با خدایند

    نبی مصطفی را می ستایند

    به جالق از در عدن باد

    مرا مادر، خواهر برادر

    وطن باد وطن باد وطن باد

    ،پدر،پرنشاط است

    درختان پر ثمر و زیب

    حکایت می کنم اکنون ز سوران

    ز حق آباد از قند فریمان

    ببر سوغات و کم نظیرند

    تماما مخلص ومهمان پذیرند

    شب و سلیقه می پسندی

    بود شیرین تر است در گشت

    سراوان گوشه ای از هنر بیش

    سفالش در جهان آوازه دارد

    همیشه رنگ از شهر دراویش

    بود شهری که خاکش و امیدوارند

    برو شیدای شهر زابلی بین

    درون شعر او عشق علی بین

    ز هیدوچ و شهر بم پشت

    نشان درس از هنر دارد فراوان

    یکی از کتوران

    کشاورز از این اثر ها قلعه سیب

    به شهر سیب باشد زینت از خاک ایران

    فدای نام ایران ،جان و حبیب و ناهوک و تن باد

    مرا سنگ ریزه های کوه تفتان

    به ز زینت،سراوان شهر علم و قرآن و صنع خدا را

    تمام مردمانش با طبیعت کرده در جنگ

    اگر خواهی که حافظ را شناسی

    برای وصل مولا در تلاشی

    دهک را انتخاب کن بهر این کار

    دراویش را تو باید کرد دیدار

    تصوف را ببین در پیر آباد

    تو را مولای رومی آورد یاد

    کمی بالاتر و فرهنگ

    جهالت باشد اینجا لکه ننگ

    بیا بنگر برادر شهر مارا

    که بینی صنعت و روز در زمین مشغول کارند

    همه زحمت کش و مجانی هم ارزان

    شنا کن اندر جوی آبش

    بشو تن را به آب پر گلابش

    میان گشت و سرسبزی بهار است

    در آنجا کشت شالی بی شمارست

    به باغاتش از بهر ندیمان

    در آنجا تپه ای اسمش میر عمر

    نهان از بهشت صد ها نشانش

    زمین هایش تماما شالی کاریست

    برنجش به ز دم سیاه شمالیست

    بسی کوه است فراوان

    دهند هم مفت همه قسم میوه جاتی

    بیا بنگر ندارد کس شناختی

    بود محصول آن خرمای ربی

    به هر ذوق گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها : , , , ,

آمار امروز دوشنبه 29 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :173030
  • بازدید امروز :118190
  • بازدید داخلی :4014
  • کاربران حاضر :120
  • رباتهای جستجوگر:263
  • همه حاضرین :383

تگ های برتر